روشهایی برای داشتن حسی خوب نسبت به آینده
3124 بازدید | انگیزش

روشهایی برای داشتن حسی خوب نسبت به آینده

دنیای امروز مكانی ترسناك و وحشت آور است. هر روز كه از خواب برمی‌خیزیم با واقعیت های ترسناك زمان خود روبرو می‌شویم: تروریسم، سلاح های كشتار جمعی ،‌آلودگی، خشونت داخلی، مجرمان روانی كه كودكان را از داخل خانه و از رختخوابشان می‌دزدند. بیاییم با آنها روبرو شویم. زندگی بشر همواره پر از خطر و ذهن انسان پر از ترس ناشی از دانستن آنها بوده است. اما ما می‌توانیم این عادت را در خود پرورش دهیم كه توجه مان را به سوی چیزهایی معطوف كنیم كه آرامش را به ما القا می‌كنند نه ترس را. در این مقاله خانم مارتا بک نویسنده و روانشناس معروف در مجله اپرا از تجارب شخصی خود گفته است.

از آنجایی كه طبیعت من همیشه بین دو حالت عصبی و بد بین نوسان می‌كند، سعی كرده ام چیزهایی كه من را نسبت به آینده مثبت و خوش بین می‌كند، بنویسم. من این كار را هر روز می‌كنم.

وقتی رانندگی می‌كنم یا وقتی رختخوابم را جمع می‌كنم. مواردی كه امروز به ذهن من رسیده، شاید به درد شما نخورد، اما شاید به شما ایده ای بدهد كه بتوانید لیست خود را تهیه كنید. عمل ساده مثبت فكر كردن، شما را از محدوده ترس خارج كرده و وارد محدوده شكرگزاری می‌كند. عادتی كه می‌تواند به كمك خوش بینی جایگزین اضطراب و تشویش شود. می‌بینید كه با وجود تمام ترس ها و وحشت هایی كه ایجاد كرده ایم، ‌ما موجوداتی هستیم كه همچنان رو به جلو حركت می‌كنیم، ‌جنبه ها یا مناظر جدید را به شیوه ای نو می‌بینیم و از مسافرت هم لذت می‌بریم، ‌پس به لذت بپیوندید. امروز لیستی سریع از 10 موردِ امیدبخش تهیه كنید. فردا ده تای دیگر را بنویسید. بنابراین اگر به اندازه ای كه به بدترین های جهان خیره می‌شویم ،‌به بهترین ها هم نگاه بكنیم، ‌زندگیمان را صرف لذت بردن از حال می‌كنیم و ناخودآگاه و پیوسته آینده ای شاد را خلق می‌كنیم.

1. فمینیسم

درست است، آزادی زنان بسیار ناقص است. زنان هنوز دستمزد كمی‌ دریافت می‌كنند، ‌هنوز اذیت و آزارها را تحمل می‌كنند. هنوز برای پرورش كودكانشان–سخت ترین و مهمترین كار قابل تصور-بسیار كم از آنها تقدیر می‌شود. با وجود این، زن بودن در هیچ مكان یا زمانی نسبت به دنیای پیشرفته امروزی آسان تر نبوده است.

2. یك لیوان قهوه با خامه و شكر

بله عجیبه كه لیست من از جنبشی اجتماعی و عظیم به یك لیوان قهوه با مقدار زیادی خامه و شكر پرش می‌كند. اما زمانی كه چیزهای بزرگ، انرژی و مثبت اندیشی ما را پاره پاره می‌كنند، ‌این چیزهای كوچك هستند كه آنها را دوباره به حالت اول برمی‌گردانند. انقلابی های صلح طلب ،جهان را با تلاش زیاد و راحتی و آسایش كم، تغییر می‌دهند. امروز این لیوان قهوه دل خوشی من است، ‌مال شما چیست؟

3. گناه ( آزادی برای زندگی كردن در آن)

مردم می‌توانند در ساده‌ترین ارزش ها با هم برخورد كنند اما ‌تحمل تفاوت های همدیگر از سوی آنها، به من امید بسیار زیادی درباره آینده می‌دهد. برای قرن هاست كه مدارا كردن مركز توجه شده است و این برای من از شدت وحشت این زمان می‌كاهد.

4. المپیك افراد معلول ذهنی

درست است، من شانس آوردم؛ من پسری دارم كه دچار سندروم دان است. اگر این طور نبود، ممكن بود فقط یك یا دوبار به مؤسسه المپیك افراد خاص كمك می‌كردم. به عنوان مادر یك ورزشكار، این امتیاز را داشتم كه مدت های طولانی با مؤسسه ای باشم كه در آن معجزات كوچك ولی بیشماری اتفاق می‌افتد و من بتوانم این معجزات را ببینم. اگر تاكنون وسوسه شده اید كه این موجودات معصوم را رها كنید، فقط مدتی با این مؤسسات همكاری كنید، آنوقت شما هم معجزات خودتان را دریافت می‌كنید.

5. كمدی های موقعیت

كمدی های موقعیت از سرگرمی‌های سطح بالا تا مزخرفات كسل كننده دسته بندی می‌شوند. آن چیزی كه من عاشقش هستم، خود برنامه های تلویزیونی نیست، ‌بلكه این واقعیت است كه مردم همچنان به ساختن آنها ادامه می‌دهند. در داستان های كمیك، ما اشتباهات خودمان را می‌بینیم كه با اغراق آنچنان نشان داده می‌شوند كه مضحك به نظر بیایند. بدون این قابلیت كه بتوانیم به خودمان بخندیم، ممكن است با درگیری های خانوادگی، نیرنگ های بی اساس یا اشتباهات احمقانه‌مان، از بین برویم. بقای كمدی های موقعیت به ما می‌گوید كه می‌توانیم خودمان و دیگران را برای اشتباهات‌مان ببخشیم در حالی كه می‌دانیم فرصت برای جبران، بسیار است.

6. آفریقای جنوبی

وقتی برای نوشتن كتابم به آفریقای جنوبی رفتم، ‌توقع نداشتم عاشق كل كشور بشوم. این یكی از مواردی بود كه قلب انسان را هم به درد می‌آورد و هم آن را التیام می‌بخشید–گاهی اوقات شگفت آور، گاهی وحشتناك و همیشه فراموش نشدنی. یكبار، ‌راننده لیموزینی، جریانی فاسد از نژاد پرستی را برایم بازگو كرد و من از شدت شرمندگی احساس كردم كه مریض شده ام و شروع كردم به مطرح كردن این مسئله با بقیه نژادهای آفریقای جنوبی كه در آنجا ساكن بودند. به طور حیرت آوری، آنها با تبعیض وحشتناكی روبرو بودند، نه با ترس و نه با تنفر، بلكه با مثبت اندیشی و عشقی عمیق و دور از انتظار. آنها حاضر نبودند كه امیدشان را از دست بدهند. اگر آفریقای جنوبی می‌تواند همچنان به آینده اعتماد داشته باشد و برای صلح و عدالت تلاش كند، من چطور نمی‌توانم؟

7. حیوانات

سگ ها مدل های مورد علاقه من هستند. دوست دارم مثل یك سگ كار كنم، كاری كه برای انجام دادنش متولد شده ام را با پشتكار و علاقه انجام دهم. دوست دارم مثل یك گربه با گلوله کاموا بازی كنم، كاملاً خوشحال و رها. می‌خواهم مثل یك قناری عشق بورزم، كاملاً خودم را وقف انجام دادن كاری بكنم، بدون توجه به اینكه دیگران برای زندگیشان چه می‌كنند، چقدر پول دارند یا اینكه وزنشان چقدر است. این واقعیت كه ما هنوز با حیوانات زندگی می‌كنیم، حتی زمانی كه دیگر لازم نیست برای تهیه شام به شكار برویم، به من در مورد انسان ها و همینطور حیوانات امید می‌دهد.

8. ادغام فلسفه شرق و غرب

من تا بیست سالگی در آسیا زندگی می‌كردم. در آن زمان، متوجه نبودم كه مطالعه زبان و فرهنگ شرقی، داشت دیدگاه من درمورد جهان را تغییر می‌داد. چند دهه بعد، دیدم كه میلیون ها آمریكایی همان سئوال ها را می‌پرسند. برای مدت ها عقاید فلسفی آسیا در آن سوی اقیانوس آرام فیلتر می‌شده است كه دیگر بی معنی به نظر نیایند. یهودی ها، مسیحی ها ،مسلمانان و ملحدان، یوگا و مدیتیشن یاد می‌گیرند، به طور تفریحی تای چی و فنگ شویی را دنبال می‌كنند. این تركیب شرق و غرب بهترین قسمت های این دو فرهنگ را بیرون می‌دهد، و من از دیدن آن لذت می‌برم.

9. ظهور راهنمای زندگی

من از عبارت راهنمای زندگی متنفرم. كه گفته می‌شود، نهضتِ راهنمایی زندگی، من را واقعاً شاد كرده است. جدا از اینكه این حرفه من است، به من این فرصت را می‌دهد شاهد شجاعت ها، پشتكار ها، معنویت و آرمان گرایی در درون بسیاری از مردم شگفت انگیز باشم. من به شما پیشنهاد می‌كنم كه این را برای خودتان كشف كنید: یك گروه دوستانه "حمایت زندگی" تشكیل بدهید، یا بهترین دوست خود را استخدام كنید كه برای انتخاب هدف ها و تلاش برای رسیدن به آنها همدیگر را تشویق كنید. هیچ كس واقعاً به یك مربی زندگی احتیاج ندارد، اما خدا خیرتان بدهد اگر یكی از آنها را استخدام كنید- یا یكی از آنها بشوید.

10. كفش اسكیت

مشكل زانو، مدت ها قبل، دوران دوندگی من را به پایان رساند، اما چون می‌توانم چرخ زیر پاهایم بگذارم، هنوز می‌توانم از لذت ورزش برخوردار باشم، در بیرون، وقتی پاهایم حركت می‌كنند، به ذهنم آرامش می‌دهم. وقتی من بچه بودم كفش های اسكیت وجود نداشت و من عاشق مانور دادن بر روی مقایسه آنها با انواع قدیمیشان هستم. من امید زیادی از این مطلب كسب می‌كنم كه بشر همچنان به دنبال راههای جدید و بی سابقه ای است كه به جاهای مختلف برود، در مورد موانع و اختلافات تبادل نظر كند و در نهایت انجام دادن آنها را همه جا جار بزند.

برگرفته از: seemorgh.com

نظرات کاربران

بدون نظر

نظر شما